تبليغاتX
مدیریت روابط فردی
 
هر کس بد اخلاق باشد خودش را شکنجه و آزار می دهد. امام صادق(ع)
 

برادر شما يا پسرتون قصد داره با يک خانم بيوه ازدواج کنه.(برادر شما جوان هست و اين اولين ازدواج اوست.)شما با اين انتخاب برادر يا فرزندتون موافقت مي کنيد يا مخالفت، چرا؟

  نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت   توسط بهبود فکرآزاد  | 
                                                تضاد بزرگ!

امام علي (ع) مي فرمايند:

دوست دشمن تو،دشمن توست.

حالا چطوري مي شه:

              روسيه که دوست نزديک اسرائيل،آمريکا و انگليس هست،دوست ما باشه؟!

مردم اشتباه مي کنن؟يا مسئولان دوباره در خواب غفلت هستند؟!همين مسئولاني که روسيه براي راه اندازي نيروگاه هسته اي و تحويل موشک هاي اس ۳۰۰ (که قراردادش به چهارسال پيش بر مي گرده) اونها رو در جامعه ي جهاني به مضحکه گرفته.

                         آيا باز هم بايد به روسها اعتماد کنيم؟!

 

     

 

  نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت   توسط بهبود فکرآزاد  | 
                                            سلام به همه ی دوستان خوبم

به روز نشدن به زیستن دو دلیل داره:

اول اینکه اینترنت محل کارم قطع شده.در منزل هم اینترنت هوشمند دارم البته همونطوری که می دونید سرعت کمی داره.احتمالا در هفته ی آتی برای اشتراک اینترنت پر سرعت اقدام می کنم.اون هم وصل شدنش یه مقدار طول می کشه.(علت ادامه ی تاخیر)

دلیل دوم هم اینکه قصد دارم یک تغییر و تحول ایجاد کنم ،یه به زیستن جدیدتر که درک مطالبش ساده تر،نگارشش روان تر،مطالبش کاربردی تر و عملی تر و همچنین متناسب با نیازهایی باشد که در این مدت در دنیای مجازی با اونها آشنا شدم رو راه بندازم.(چیزهای جالبی توی ذهنمه!)

-با راه اندازی یک باشگاه مجازی موافقی؟

یه باشگاه مجازی که اگر عضوش بشی و تمریناتش رو خوب انجام بدی،خیلی قوی میشی!بعضی از آدما میرن باشگاه که عضلاتشون رو قوی کنن،بعضی ها هم میرن بدنشون رو انعطاف پذیرتر کنن.اما در باشگاه من هم قوی میشی و هم انعطاف پذیر،البته نه جسمت!بلکه فکرت قوی میشه اون وقت آزادی رو بیشتر می تونی تجربه کنی(می گم آزادی چون معتقدم همه ی ما به نوعی در بندیم، در بند هیجاناتمون)دیگه زود از کوره در نمی ری و به هر کسی اجازه نمی دی تعادل هیجانی یا روانیت رو بهم بزنه اگر هم به هم ریختی سریعتر به خودت بیای و به تعادل برسی،دیگه محبت رو گدایی نکنی و به کرامتت آسیب نزنی،مشکلات رو کتمان نکنی و قاطعانه برای حلشون اقدام کنی(بی تفاوت نشی)،با اضطراب و افسردگی خداحافظی کنی و شادی رو در آغوش بکشی و از همه مهمتر یاد بگیری چطوری با خشونت موجود در بعضی از روابطت مقابله کنی(هنر رام کردن فرد خشمگین)خلاصه اساسی قوی بشی،قوی قوی!صرفنظر از جنسیت یا سن و سالت.یه جورایی به پختگی یا به عبارتی به بلوغ هیجانی برسی.

چطور بود؟دوست داری اول با کدوم یکی از حالت های بالا شروع کنیم؟نظر من اینکه با شایع ترین ناسازگاری ژنتیکی شروع کنیم ناسازگاری که در بیشتر روابط زوجین وجود داره و اون چیزی نیست جز تفاوت ژنتیکی به عشق و دوست داشته شدن، وقتی که خانم معتقد هست همسرش اونقدری که ازش توقع داره دوستش نداره،نظرت چیه؟

از شما دوستان خوبم تقاضا دارم اگر نظر یا انتقادی دارید، اونها رو مطرح کنید تا در صورت مناسب و عملی بودن ،در به زیستن جدید لحاظ شون کنم.

از همه ی اون دوستان خوبی که برای بنده ایمیل یا کامنت خصوصی نوشته اند هم بخاطر غیبتم و جواب ندادن به اونها عذر خواهی می کنم.

در صورت برطرف شدن مشکلاتم، شما دوستان خوبم در اولویت اول قرار دارید.

 

                                                                                                    

 

  نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388ساعت   توسط بهبود فکرآزاد  | 

 امام علي (ع):                

                      احمق را نمي بينيد، مگر افراطگر يا تفريطگر

تا حالا احساس کردی که از زندگی خسته شدی؟!حال و حوصله ی هیچ کسي رو نداری؟یا احساس کنی که خیلی تحریک پذیر شدی و هر لحظه ممکنه که منفجر بشی؟

يه وقت با خودت خلوت مي کنی،به گذشته و زندگیت نگاه می کنی فکر می کنی یک کلاه بزرگ سرت رفته!

چرا؟

چون احساس می کنی که انگار تو زنده ای برای اینکه دیگران زندگی بکنن!!!کلی کار دور و برت ریخته که باید انجام بدی،برای بچت برای شوهرت یا همسرت،برای رئیس یا مدیر برای پدر یا مادرت یا حتی دوستان یا فامیلت، ولی وقتی نوبت خودت می شه هیچی!دیگه وقت نداری!یا اگه داری نا نداری!خسته و مونده به رختخواب می ری می خوابی و استراحت می کنی.استراحت مي کني نه براي خودت بلکه براي اينکه تجديد قوا کني براي  آدمهای که برات مهم هستن دوباره بردگی کنی!آره بردگی!

      وقتی برای خودت وقت نداری شدی برده ی دیگران،این یک واقعیته!

وقتی از نظر انرژی یا حتی فکری و احساسی خودت رو پنچر می بینی معنیش اینه که نیروی درونیت کم شده.توی این پست می خام که دوباره به بخش خلاق ذهنت مراجعه کنی ولی با یک تفاوت با پست قبلی ،اینبار از خلاقیتت برای خودت استفاده کن!

                خسته نشدی از اينکه خودت رو وقف ديگران کردي!

حالا بايد چيکا کني؟

یه سد رو در نظر بگیر که پشتش پر آبه!این آب چیه؟این آب انرژی تو برای کنترل فشارهای روزانه و خستگی های پیش آمده در زندگیته.وقتی در خدمت دیگرانی و خودت رو وقف اونها می کنی یا با یک مشکل مواجه می شی انگار دریچه ی این سد باز می شه و مقداری از انرژیت به درون دنیای تو جریان پیدا می کنه.هرچقدر بیشتر در خدمت دیگران باشی یا با مشکلات مواجه بشی بیشتر این آب از پشت سد تخلیه می شه.

از دست دادن انرژی چه معنايي داره؟

از دست دادن انرژی به معنی بریدن و فرسوده شدنه، یعنی اونقدر کار کنی یا اونقدر خودت رو غرق مشکلات بکنی که دیگه انرژی برای لذت بردن از زندگي نداشته باشی،بی حال و بی رمق بشی،حال و حوصله ی کسی رو نداشته باشی و از همه بدتر انفجار پذیر بشی!دیگه انگیزه نداری، تحرک نداری، جذابیت نداری نسبت به دیگران بی تفاوت می شی یعنی به یک نوع افراط و تفریط دچار می شی.دل مردگی و ناکامی خودش رو نشون می ده تبدیل به یک موجود سخت می شی که دیگران نمی تونن خوب باهاش کنار بیان و در کنارش زندگی کنن.بعدش از بچت بدت میاد!از همسرت بدت میاد و از خودت هم بدت میاد!بعدش مي موني که بايد چيکار کني؟

اما نگران نباش!این مشکل یک راه حل ساده داره.

وقتی خودت رو در حالت های بدی که توصیفشون کردم گیر افتاده احساس کردي، بهترین کار برگردوندن آب به پشت همون سدی یه که قبلا حرفش رو زدم.در واقع باید،همواره در حال پر کردن اون سد باشی.

اما چطوری؟

جواب سادس.هر روز کاری رو انجام بده که از انجامش لذت می بری.یک کار مفرح انجام بده.بعدش می بینی که دریاچه ی پشت سد مرتب در حال پر شدنه.برو زود یک قلم کاغذ بردار!نام بیست کاری رو که دوست داری انجام بدی و از انجام دادنشون واقعا لذت می بری رو لیست کن.هرچی که دلت می خاد بنویس.ممکنه نتونی بیشتر از هفت یا هشت مورد رو بنویسی.البته این طبیعیه!بخاطر اینکه تو اینقدر خودت رو در زندگی ذوب کردی که اصلا حواست نیست زندگی چه امکانات بی شماری رو جلوت گذاشته که واقعا از انجام دادنشون می تونی لذت ببری.

ولی ناراحت نشو!

اینم یک مهارته، کم کم ایده های جدید به ذهنت می رسه ولی معطل نشو که اول لیست رو پر کنی بعدش دست به کار بشی.هر وقت یه چیز جدید به ذهنت رسید سریع توی لیست اضافش کن.بعدش سعی کن تا جایی که می تونی توی هفته ی آینده اون کارهایی رو که لیست کردی رو انجام بدی البته اعتدال رو هم رعایت کن و مراقب باش از اون ور پشت بوم نیوفتی!(منظورم اينکه ديگران رو ناديده نگيري)هرچی بیشتر کارهای توی اون لیست رو انجام بدی بیشتر احساس می کنی که انرژیت در حال احیا شدنه.و بهتر می تونی جلوی فرسودگی خودت رو بگیری.

از این به بعد هر وقت خواستی شب بخوابی از خودت یک سئوال بپرس :

آیا امروز برای خودت کاری انجام دادی؟سعی کن حداقل یک جواب مثبت پیدا کنی.

پس همیشه سعی کن در طول روز بخشی رو به خودت اختصاص بدی.هر چیزی که باعث بشه احساس خوبی پیدا کنی یا حتی باعث بشه تپش قلبت بیشتر بشه.اینها ارزش های تو هستن، انجام این کارها همیشه تو رو در زندگی در اوج نگه می دارن.

اين مهمه که بدوني:

اگر کاری که برایتان لذت بخش نیست را انجام دهید،احساس خواهید کرد که در یک مسیر بی حاصل گرفتار شده اید.در چنین حالتی هر چقدر هم که تلاش کنید باز هم یک بازنده اید!

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت   توسط بهبود فکرآزاد  | 
مهمترين مطلب اينه که:

 تا زمان مرگ سعي کني زندگي کني نه اينکه تا زمان مرگ فقط وجود داشته باشي!

سعي کن براي بهتر شدن زندگيت هميشه کاري براي انجام دادن داشته باشي! گول عشق موجود در زندگيت رو نخور!اين رو بدون که روابط زناشويي به بدتر شدن تمايل داره!هميشه سعي کن زندگيت رو حتي با يک حرف يا يه تکه کلام جديد، تازه نگهش داري يا با پوشيدن يک لباس جديد يا يه دستور غذاي جديد يا يک روش جديد براي عشق ورزيدن يا هر چيز جديد ديگه اي!

لازم نيست بري کتابهاي جديد و پر حجم رو بخوني،يه روز با خودت خلوت کن يه جاي ساکت که هيچ کسي مزاحمت نباشه و بعد از اون مراحل مختلف زندگيت رو روي کاغذ به اجزاي مختلف تقسيم کن!

از صبح که بيدار مي شي تا شب که مي خاي بخوابي.بعدش سعي کن توي هر جزءتفاوتي ايجاد کني.يادت باشه که خلاقيت يعني انجام دادن کاري که تا حالا توي زندگي تو نبوده يه وقت نگي چون فلاني توي زندگيش بهمان کار رو انجام مي ده ديگه اون طرح خلاقانه نيست!

 سعي کن کم کم از خلاقيت استفاده کني و همه چيز رو يکباره رونکني!

مي توني براي رسيدن به ايده هاي بهتر از همسرت کمک بگيري ولي غافلگير شدن خوشمزه تره!

هميشه سعي کن تازه باشي،آره!تازه و جديد.اون موقع مي توني ادعا کني که داري زندگي مي کني.مي توني ادعا کني يک انساني نه يک روبات که برنامه ريزي شده که امروز دقيقا همون کار هايي رو انجام  بده که ديروز انجام داده.

خسته نشدي!؟

حتي از اينکه هميشه براي همسرت يک گل رز قرمز بخري!بابا!آدم!بخاطر خدا هم که شده يکبار رز زرد رو براش بخر!آره به همين سادگي تو تازه مي شي!يک حرکت جديد هر چند کوچک باعث ميشه تو و همسرت سر يک موضوع جديد(گل رز زرد) با هم صحبت کنيد حالا تو دوتا حرکت خلاقانه انجام دادي!

ممکنه بگي مسخره ست!اما اينو بدون که همسرت اين مسخره بازي رو دوست داره!اونم خستست!از يکنواختي و روزمرگي ولي نمي دونه بايد چيکار کنه!ولي تو حالا مي دوني که بايد چيکار کني و سعي کن متعهد باشي به آموزه اي که فکر مي کني درسته.فقط ياد گرفتن نيست عمل کن!                              

                                          همين الان عمل کن!

اگه دلت براي روزهاي اول زندگي مشترکت لک زده و دوست داري زندگي مشترک الانت همون رنگ و بوي اوايل رو داشته باشه سريع دست بکار شو!قانونش اينه:

اگر مي خاي همسرت مثل روزاي اول زندگيت باهات رفتار کنه تو بايد شبيه همون آدمي بشي که اون روزا بودي!

تو تغيير کن و بعد از اون اندکي صبر داشته باش! اون هم به احتمال زياد تغيير مي کنه!اگه تغيير نکرد چي؟بازم تو ضرر نکردي، چون انجام اين کارها کار سختي نيست.ارزش امتحان داره.

امروز به صرف شام دعوتش کن!يا داري ميري خونه يک کيک بخر!يا يه شام حسابي با تشريفات کامل براش تدارک ببين

!کي گفته يا کجا نوشته شده که اين کارا رو بايد زمان سالگرد ازدواج يا جشن تولد انجامش بدي؟!

-اين کارها يا هر کار خلاقانه اي که به ذهنت مي رسه رو آروم آروم وارد زندگيت کن!

-اين کارها رو نه براي خودت و نه براي همسرت،بلکه براي زندگي مشترکت انجام بده!

تو تازه شو!همسرت هم کم کم تازه مي شه، تو تا حدودي روي محيط و محيط هم تا حدودي روي تو تاثير مي زاره!چه در (غم ها) چه در (شاديها).

               بهتره که دومي رو انتخاب کني چون تو يک انتخاب گري!

  نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت   توسط بهبود فکرآزاد  | 
به نظر من آدمهاي مغرور به دو دسته تقسيم ميشن!

گروه اول آدم هاي مغرور و خودبزرگ بيني هستن که هر وقت پيششون مي ري از خودشون صحبت مي کنن.بهش سلام مي کني.مي گه من چنين کردم،من چنان کردم!بهش مي گي حالت چطوره؟مي گه فلان چيز رو خريدم مسافرت رفتم فلان جا؟خلاصه اونها اصلا توجه نمي کنن شما يهشون چي مي گي،فقط حرف خودشون رو مي زنن.يک خوبي که اين گروه دارن اينه که غيبت نمي کنن!چون مدام از خودشون صحبت مي کنن و اصلا وقت ندارن پشت سر ديگران حرف بزنن!

گروه دوم آدمهاي متکبر و خودبزرگ بيني هستند که مثل گروه اول رفتار نمي کنند که بماند،رفتار اونها رو هم محکوم مي کنن!هميشه ازشون انتقاد مي کنن که اينها چرا اينقدر مغرورن!شايد اين گروه از اون جهت گنده گو نيستن که چيزي براي مطرح کردن ندارن!

اين گروه رو زماني مي شناسيشون که ازشون انتقاد مي کني يا حرفي مي زني يا کاري رو انجام مي دي که خلاف ميلشونه!به عنوان مثال فقط کافيه   بشون بگي بالاي چشت ابرويه!قيامت مي کنن!!!

من از آدمهاي اين دسته بيشتر از آدمهاي گروه اول بدم مياد آخه اونها به غير از غروري که در گروه اول هست،بدي هاي ديگري هم دارن که بعضي از اونها اينه که:

۱-کور خود و بيناي ديگرانن(غرور رو در ديگري مي بينه در خودش نمي بينه)

۲-اونقدر از خودشون بي خبرن که نمي دونن خودشون هم آدم خودبزرگ بينين.

۳-اگر هم از خودشون  خبر داشته باشن   و باز هم از گروه اول انتقاد بکنن  مي تونيم بگيم که هم آدم هاي مغرورين و هم ريا کارن.

۴-غيبت گروه اول رو زياد مي کنن.(شايد بخاطر اينکه ضعف خودشون رو بپوشونن)

خلاصه اينکه:

 خيلي از دست گروه دوم شاکيم!!!

  نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت   توسط بهبود فکرآزاد  | 
                  دوست دوست من، دوست من است

      لطفا از وبلاگ دوست خوب و جديدم بازديد بفرماييد

                                                                    با سپاس

                        http://bluemother.blogfa.com

خانم ها خوبي هاي زيادي دارند که يکي از ستودني ترين اين ويژگي ها تشکيل گروه هاي اجتماعي است.

  نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388ساعت   توسط بهبود فکرآزاد  | 
-گذشته هنوز نگذشته؟!

-وحشتناک بود ولی تمام شده!

-تا خودمان نخواهیم گذشته وارد زمان حال نمی شود.

 -چند سال روانکاو بسیار موفقی بودم.....اما پس از گذشت چند سال صادقانه قبول کردم معالجه های روانکاوانه آنقدر که دوست دارم خوب نبودند،دریافتم فهمیدن گذشته نه تنها کمک زیادی به مردم نمی کند بلکه باعث می شود به مشکلات فعلی شان نیز نپردازند.

                                                                                   دکتر آلبرت الیس


ادامه مطلب
  نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388ساعت   توسط بهبود فکرآزاد  | 
-ديگران هم همان رفتارهايشان نيستند

-ديگران هم جايزالخطا هستند

-وقتی دیگران مطابق میل شما رفتار نمی کنند .تاثیر بد و زیان بار جدی نمی توانند بر روی شما بگذارند،مگر آنکه خودتان اینگونه بخواهید.بله،وقتی همسرتان رفتار زشتی دارد یا دوست شما نامهربانی می کند رفتار آزاردهنده ای انجام داده اما آزار دهنده بودن رفتار آنها بیشتر بخاطر ظرفیت کم شما برای تحمل کم ناکامی است تا خود رفتار آنها.

-حالا فرض کنید اطرافیانتان مخالف میل شما رفتار کرده اند و اوضاع طبق میل شما پیش نرفته است،آیا ناراحتی فایده ی دارد؟هرچه خودتان را بیشتر ناراحت کنید،احتمال اینکه بتوانید رویدادها یا دیگران را مطابق میل خودتان تغییر دهید کمتر خواهد شد.به عنوان مثال وقتی از رفتار های نامزد يا همکارتان يا هرکس ديگري خشمگین هستید ،احتمال اینکه او از انتقادهای شما عصبانی شود و غیر مسئولانه تر رفتار کند،بیشتر خواهد شد.

-هرچقدر هم که حرف شما عاقلانه و منطقی باشد دیگران این حق را دارند که حرف شما را نادیده بگیرند.زیرا آنها انسانهای دیگری هستند و دنیا را طور دیگری می بینند.شما بر روی دیگران کنترلی ندارید پس وقتی خودتان را برای رفتار آنها ناراحت می کنید،خودتان را بخاطر مسائلی ناراحت کرده اید که در کنترل شما نیست و این یعنی ناراحتی بيشتر.

-وقتی خودتان را بخاطر رفتار دیگران ناراحت می کنید،از اصلی ترین و منطقی ترین مسئله دور می شوید:یعنی رفتار و اعمال خودتان.اگر با تربیت و برخوردهای هیجانی مناسب بر سرنوشت خودتان کنترل پیدا کنید،وحشتناک ترین اتفاقات هم نمی توانند در شما حالت های بد هیجانی منفی را ایجاد کنند.در چنین حالتی حتی می توانید رفتار های دیگران و اتفاقات را به نفع خودتان تغییر دهید.اما اگر بخاطر هر اتفاق ساده ای بی جهت خودتان را ناراحت کنید،وقت و انرژیی را که می توانید صرف تربیت و پرورش هیجانی خودتان کنید،بی جهت هدر می دهید.

-با توجه به اين موارد بهتراست ديگران را هم بصورت نامشروط بپذيريد.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388ساعت   توسط بهبود فکرآزاد  | 
-شما همان رفتارهایتان نیستید

-شما يک انسان جايزالخطا هستيد

-مطالعه ي اين پست براي اونايي خوبه که کمالگرا هستن(اين کتاب يا دوره ي اموزشي رو سپري کردم کار رو شروع مي کنم!-ده تا کتاب و دوره رو مي ره ولي کارش رو شروع نمي کنه!)يا اونايي که تا يک اشتباه مي کنن مدام خودشون رو سرزنش مي کنن.براي خودشون ارزش قائل نيستن يا به عبارتي خود کم بين هستن.اعتماد به نفس پاييني دارن. يا اونايي که من بهشون مي گم برچسب پذير!!!تا يه برچسب کسي بهشون مي زنه مي پذيرن و خودشون رو از اون به بعد با همون برچسبي که ديگران بهشون زدن تعريف مي کنن مثلا يک اشتباهي مي کنه يک نفر بهش مي گه بي عرضه.بعد از يه مدت که اون اشتباه رو دوباره تکرار مي کنه اون موقع خودش به خودش مي گه بي عرضه!


ادامه مطلب
  نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388ساعت   توسط بهبود فکرآزاد  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM