-هر خیالی را خیالی می خورد

فکر آن فکر دگر را می چرد

 

-طالب هی چیز ای یار رشید

جز همان چیزی که می جوید ندید

 

-خاک زن بر دیده حس بین خویش

دیده حس دشمن عقل است و کیش

 

-گر بهر زخمی تو پر کینه شوی

پس کجا بی صیقل آینه شوی

 

-نردبان این جهان ما و منی است

عاقبت این نردبان افتادنی است

احمق است آن کس که بالاتر نشست

استخوانش سخت تر خواهد شکست

 

-جان همه روز از لگدکوب خیال

وز زیان و سود از خوف زوال

 

-نی صفا می ماندش نی لطف و فر

نی بسوی آسمان راه سفر

 

-از درون خویش این آوازها

منع کن تا کشف گردد رازها

 

-از بهاران کی شود سرسبز سنگ

خاک شو تا گل برونی رنگ رنگ

 

-سالها تو سنگ بودی دلخراش

آزمون را یک زمانی خاک باش

 

-آنچه را گنجش توهم می کنی

ز آن توهم گنج را گم می کنی

 

-مرغ کو اندر قفس زندانی است

گر نجوید رستن از نادانی است

 

-بسته در زنجیر چون شادی کند

کی اسیر نفس آزادی کند

 

-آینه ات دانی چرا غماز نیست

زانکه زنگار از رخش ممتاز نیست